شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

مزاحم‌های تلفنی

جمعه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۳۹ ب.ظ

1. صدای زنگ گوشی ام که بلند شد شماره ناشناسی با کد تهران را دیدم. جواب که دادم، مرد جوانی بود با لهجۀ تهرانی. گفت: سلااااااااام خوبی؟ گفتم: سلام شما؟ یکهو دست پاچه شد . گفت: ای وای ببخشید اشتباه گرفتم. گفتم: خواهش میکنم مشکلی نیست. دوباره گفت: واقعن معذرت میخوام نمی دونم چطور شد که اشتباه شد. گفتم: خودتونو ناراحت نکنید برای هرکسی ممکنه این اشتباه پیش بیاد. بعد هم خداحافظی کردیم.

چند دقیقه بعدش شروع کرد به پیام فرستادن. چندتا پیام پر محتوا هم فرستاد، هم فارسی هم انگلیسی. جوابش را ندادم. بعدترش نوشت: توی صدایت یک چیزی وجود داشت که دلم را درگیر کرده.

من مانده ام این ملت بیکار چرا اینهمه زود دلهاشان درگیر می شود؟ آخر توی آن چهار تا کلمۀ من با آن لحن رسمی و جدی چی وجود داشته که دل یکی را درگیر بکند. بروم صدای خودم را ضبط کنم بگویم: «سلام شما؟ خواهش میکنم مشکلی نیست. برای هرکسی ممکنه این اشتباه پیش بیاد» بعد ببینم چی توی صدایم وجود دارد. برایم سوال شده خب.

 

2. باز یکی با شماره تهران پیام فرستاده حرم که می روی برایم دعا کن. پرسیدم شما؟ جواب داده چه فرقی میکند کی باشم مهم این است که یکی هستم که دلم هوای حرم کرده و به یکی از ساکنان مشهد سپرده ام برایم دعا کند. جواب دادم چشم. نوشت: فقط هروقت رفتید به من بگویید که خیالم راحت باشد. گفتم خب. حرم که رفتم برایش دعا کردم و بهش گفتم. زنگ زد. صدای نا آشنای یک آقای هم سن خودم بود گفت ممنون که دعام کردین و انشاءالله دنبال این نیستید که بفهمید من اسم و رسمم چیست؛ نه؟ گفتم نه. قطع که کرد پیام زد: خب حالا از خودت برایم بگو. کی هستی؟ به چی مشغولی؟ جواب دادم: چه فرقی میکند من کی باشم مهم این است یکی از ساکنان مشهد هستم که برای شما توی حرم دعا کرده ام. نوشته: جواب خودم را به خودم تحویل می دهی؟ دیگر جوابش را ندادم. فردایش برایم زده:

«رفتم که خار از پا کشم، محمل ز چشمم دور شد». یک شکلک ناراحت هم کنارش گذاشته بود. باز هم جواب ندادم.

 

3. دو سالی می شد که یکی با شماره ایرانسل 0935، مدام برایم پیام می فرستاد و زنگ می زد. جوابش را نمی دادم. بعد از مدتی دیدم به حمدالله ناپدید شده و دیگر فهمیده باید برود دنبال کارش. چند وقت پیش دیدم پیام داده: سلاااااااام خانوووووووم چطوری بی معرفت. تو نمیگی این کجاست یه مدت ازش خبری نیست. شاید من مریض باشم تو نباید نگرانم بشی؟ یه احوالی ازم بپرسی؟ دلت برام تنگ نشده؟

خواستم بگویم: هلاک این اعتماد به نفست هستم. دل تنگی؟ آدم دل تنگ مزاحمش بشود؟؟؟؟ نگران؟؟؟؟؟

مردم روان شادند. یعنی بروم گوشی را بردارم بگویم: سلام مزاحم جانم چطوری؟ الهی بمیرم که نیستی، نکند دور از جانت مریض شده ای؟ داشتم دق می کردم از نگرانی. دلم ترکید که چندروز است هی وقت و بی وقت مزاحمم نشدی...

 

4. یکی بود که زنگ می زد و هربار گوشی را برمی داشتم صدای خنده اش بلند می شد. اوایل گمان می کردم شاید صدای خش خشی چیزی می شنوم اما دو سه بار که این کار تکرار شد فهمیدم بنده خدا ظاهرن مشکلش این است که کسی نیست برایش بخندد. زنگ می زند که من به خنده هایش گوش کنم. دیگر جوابش را ندادم.

یکی از روزها جولز توی اتاقم بود که این آقا زنگ زد. وقتی دید جواب نمی دهم پرسید: کیه چرا جواب نمیدی؟ گفتم مزاحمه. بیا تو یه جوری جوابشو بده که دیگه زنگ نزنه. گوشی را از دستم گرفت و دکمۀ جواب را زد و با صدای بلند و رسا گفت:

بَـــععععععععععععععععععع...

من منفجر شدم از خنده. جولز است دیگر. متفاوت ترین برادر دنیا. برادرهای دیگر وقتی کسی مزاحم خواهرشان می شود، همچین چند تا فحش خواهرمادردار آبدار می دهند به طرف که عمرن دیگر هوس کند همچون غلطی بکند آنوقت برادر من برای مزاحم هایم صدای گوسفند در می آورد. 

البته ناگفته نماند که طرف دیگر زنگ نزد. بنابراین نتیجه میگیریم برای راحت شدن از شر مزاحم های تلفنی صدای گوسفند دربیاوریم.

  • ۹۲/۰۵/۱۱
  • سوما ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">