شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

20 آبان

دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۳۲ ب.ظ

سال گذشته این موقع بود که نوشته بودم:

 

لینک ها رو پاک میکنم. عکس ها و یادداشتها رو.

نامه ها رو دور میندازم.

اسم ها رو از تو گوشیم دیلیت میکنم.

همه چیز از یک شب بارونی وسط بهار شروع شد و تو یک روز آفتابی وسط پاییز به آخر رسید.

خاطره ها رو چی؟ میشه خاطره ها رو خط زد؟ میشه محوشون کرد؟ گمون نکنم.

غمگین؟ نه نیستم. یاد گرفتم صبوری کنم. یاد گرفتم باور کنم پروردگار مهربانی دارم که تحمل تلخی ها رو برام آسون میکنه.

حالا انگار من دوباره بیست ساله شدم. دارم به عادت اون روزها آه ای صبا گوش میدم و شبها با صدای راه شب رادیو سراسری یا برنامه های رادیو جوان و رادیو فرهنگ کتاب می خونم.

حالا یک سمیه ی بیست ساله ام که هشت سال تجربه رو با خودش به آینده می بره، با شور، با نشاط.

سلام زندگی جدید من

سلام دنیای تازه ی من

برام پر باش از روزهای قشنگ.

 

 

یک سال گذشت. توی این سال چیزهای زیادی یاد گرفتم، آدمهای جدیدی پا به زندگیم گذاشتند. چندتایشان همین دوستان خوب وبلاگی که می آیند و با لطف و حوصله می خوانندم. بعضی ها را برای همیشه کنار گذاشتم. به بعضی ها بیشتر از قبل نزدیک شدم. اتفاقهای خوب قشنگی برایم افتاد. قد کشیدم، بزرگتر شدم... قدر چند سال تجربه بزرگتر شدم.

و اینکه... اینکه لحظه های زیادی بود که از ته دل فریاد زدم:

الهی و ربی من لی غیرک

  • ۹۲/۰۸/۲۰
  • سوما ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">