شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

اسم پوشه یا نامه

سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۲۵ ق.ظ

1. جکی قبل از رفتنش چند کارتون و نرم افزار برایم ریخت روی هارد. ازش پرسیدم اسم پوشه ای که این‌ها را ریختی تویش، چی گذاشتی؟ گفت خودت که بازش کنی می‌فهمی.

امروز که توی هاردم دنبال آن نرم افزارها می‌گشتم، دیدم جکی پوشه‌ای درست کرده با این اسم:

"سلام آبجی چطوری؟ خوبی؟ سلامتی؟ خوش می‌گذره؟ چه خبرا؟"

 

2. سر افطار یکهو دیدم مامان به صدای بلند به بابا گفت:

ای بابا من همش لبا.تو می‌.خور.م باز تو لب میذاری جلوم.

مغز من به مدت چند ثانیه از کار ایستاده بود. درست است که با مادرم شوخی زیاد می‌کنیم اما نه اینکه حرفهای خصوصی‌شان را جلوی من بزند؛ آن هم این طور بی‌مقدمه.

بعد که به مادرم نگاه کردم، دیدم لبه های نانی که جلوی بابا بود را توی دست گرفته و و می‌خورد.

بعد هم به من نگاه کرد و خندید و گفت منظورم لبه‌های نان بود...

خو مادرجان جلوی دختر عزب این جوری حرف می‌زنند آخه؟

  • ۹۳/۰۴/۳۱
  • سوما ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">