شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

و ما ادراک ما ضربدر

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۳۷ ب.ظ
غروب‌ نشده تصمیم گرفتم بخشی از راه محل کار تا خانه را پیاده بروم. وقت اذان به مسجد سر راه رفتم. پیش‌تر چند باری گذرم آنجا افتاه بود برای نماز. قسمت خانمها طبقۀ بالاست و دورتا دورش صندلی چیده شده است. بارم زیاد و سنگین بود. لبتاب و ظرف غذا و کتابها و وسیله‌های دیگر مرا به این نتیجه رساند که در صف اول بنشینم و وسایلم را روی صندلی کنارم بگذارم تا نه در صف جای نمازگزاران را تنگ کنم و نه دور از وسایلم باشم و کل نماز حواس‌پرت آنچه دور از من است. 
در انتهای صف اول نشسته و ننشسته، خانمی جلو آمد و با تحکم گفت: از اینجا بلند شو؛ نمازت باطل است. شگفت‌زده دلیلش را پرسیدم. گفت: حاج‌آقا ضربدر گذاشته‌اند. گیج و مبهوت نگاهش کردم. با دستش روی دیوار را نشانم داد که علامت ضربدری رویش نقش بسته بود. متوجه ماجرا شدم. از آنجا که قبله مایل به راست بود؛ امام‌جماعت مسجد، برای اینکه صف اول آنقدر کش نیاید که قاتی صف دوم شود، این ضربدر را گذاشته بود تا نظم صفوف برقرار باشد. 
به آن خانم گفتم ضربدر فقط برای برقراری نظم صف‌هاست نه اینکه نماز باطل شود؛ من هم روبروی ضربدرم و صفهای نماز به هم نمی‌ریزد. گفت نخیر نمازت باطل است باید بلند شوی. گفتم: باشد بطلان نمازم به گردن خودم. شما نگرانش نباشید؛ مال شما را باطل نمی‌کند. با اخم و قهر سر جای خودش برگشت و صدایش می‌آمد که چه آدم لجبازی.
هنوز نرفته دو خانم دیگر امدند که اینجا نباید بنشینی نمازت باطل است چون حاج آقا ضربدر گذاشته‌اند.  پیش خودم فکر کردم بنده‌های خدا که آگاه نیستند، بگذار من قضیه را برایشان روشن کنم. برای همین گفتم: من مسئلۀ شرعی‌ام را می‌دانم؛ برای درستی نماز جماعت کافی است اتصال از جلو یا یکی از دو طرف باشد. گفتتند: ولی نمازت باطل است؛ حاج آقا ضربدر گذاشته اند. ایشان مرجع تقلیدند. ت بهتر می‌فهمی یا مرجع تقلید؟! گفتم البته مرجع تقلید که نیستند؛ روحانی بزرگواری‌اند که برای به هم نریختن نظم صفها این ضربدر را گذاشته‌اند. گفتند نخیر نمازت باطل است چون حاج‌آقا ضربدر گذاشته‌اند. 
دیدم که به قول سعدی «نفسم درنمی‌گیرد و آتشم در هیزم تر اثر نمی‌کند». بیش از این گفتگو را صلاح ندانستم. با خود گفتم الان است که مرا کشان‌کشان با فریاد از سوز جگر برخاستۀ وااسلاما و وامحمدا و الامان  از این جوانان خارج از دینِ ضربدرناشناس از مسجد بیرون کنند. برای همین بی‌خیال وسایلم شدم و رفتم در یکی از صف‌های عقب مسجد ایستادم. آن دو نفر هم بسیار خشنود از اینکه یک نفر را که شعور ضربدری ندارد، به راه راست هدایت کرده‌اند و نگذاشته‌اند نماز باطلی در آن مسجد اقامه شود، به جای خود برگشتند.
زیر لب زمزمه کردم:
در این زمانۀ بی های و هوی لال‌پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

  • ۹۶/۰۶/۱۲
  • سوما ..

نظرات  (۳)

خدا رو شکر نگذاشتن نمازت باطل بشه خواهر [چشمک]


پاسخ:
از همان کودکی همیشه در چنین محیطهایی بوده‌ام. در بین آشنا و غریبه، افراد فامیل و معلمان مدرسه و دیگران و دیگران، همیشه همین را از من و امثال من خواسته‌اند که مثل خودشان همه چیز را بی چون و چرا و بدون تفکر بپذیریم و فرعها را مقدم بر اصل بشماریم تا مبادا دین چون ما دین‌ناشناس‌هایی به باد رود!
سلام علیکم
از این ضربدرها در زندگی روزمره و روابط اجتماعی (چه با رنگ مذهبی و چه غیر از آن) شاید کم نباشد. ان شاء الله هیچ‌گاه روی ضربدرها ناآگاهانه تعصب نورزیم.
پاسخ:
ان‌شاءالله
سخت‌گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون‌آشامی است
ای وای از ضربدرهای غلط زندگی مان ، که دانسته و نادانسته با تعصب های اینچنینی بر انها پافشاری میکنیم... ای وای

من هم وقتی بچه بودم علاقه خاصی داشتم که حتما در صف اول نمازهای جماعت بایستم که همیشه هم مورد عتاب همین خانم های ضربدری قرار میگرفتم که بچه نباید در صف اول بایستد ، نماز بقیه باطل می شود.
پاسخ:
خدا کند خودمان گرفتار تفکرات ضربدری نشویم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">