شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

شب‌های روشن

بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی.

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد...

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۵۸ ق.ظ

این دو سه روزه پر بوده‌ایم از مهمان. نیمی از اقوام جنوب، آن همه راه دور را کوفته‌اند تا عید غدیر در جوار امام باشند و ما را نیز برای گرفتن عیدی دوره کنند. روز عید هم بنا به سنّت هرساله دوست و آشنا و همسایه هم می آیند خانۀ ما عید مبارکی.

آنقدر سرشلوغ بودیم که حتی فرصت نکردم دقایقی اندک به حرم امام رضا بروم برای عرض ارادتی و چشمداشت هدیۀ عید که می‌دانم محال است کسی از این خانه دست تهی بازگردد. تا دوازده شب گرفتار بودم. دوازده تازه خلوتی دست داد و با برادر رفتیم خانۀ دلدار رئوف؛ هم‌آنجا که باب النبی است. همۀ آنان را که التماس دعا گفته بودند، یاد کردم؛ صبا را که منتظر معجزه است؛ محبوب را که به هر رد و نشانۀ روشن دست می‌آویزد؛ حنه را که نازک‌دلی مهربان و شکننده دارد و به دعایی امید بسته است؛ مریم را که لحظه‌شمار دیدار است و هر آن‌که گفته بود خوشا به حالت که آنجایی...

شعری را که می‌خواستم، برای همکارم فرستادم تا رو به ضریح رسول الله بخواند. یکی دو تا ایراد نحوی عربی دارد که هرچه کردم نتوانستم برطرفش کنم. همکارم گفته بود عید غدیر می‌خوانمش و من تمام دیروز دلم کنار ضریح رسولم بود بلکه جوابی و خطابی بشنوم؛ دریغ که بس ناشنوایم و بس اندک. اصلا می‌خواستم همین را بگویم؛ بگویم یک ناکسی، یک هیچ‌کسی دل به مهر شما بسته است؛ ببخشیدش اگر دختر خوبی برایتان نبوده؛ دوست دارد خوب باشد؛ دوست دارد همان طور که امام حسن عسکری گفته، زینت باشد، نه زشتی (کُونوا لَنا زَینا و لاتَکوُنوا عَلَینا شَینا)؛ اما می‌داند که کم گذاشته و حالا پر از شرم است آقا...

می‌دانم شعرم کم‌قدر است و اجری ندارد اما، بنا به شرافت‌بخشی، اجرش نثار امیرالمؤمنین(ع).


سلام احمد مرسل سلام نور مجسم

نسیم مشک‌فشانی که می‌وزید دَمادَم


سلام حضرت دلبر، به مهرم اَر بنوازید 

بهشت آن دمِ مهر است و مابقی است جهنم؛


سلامِ زنده‌به‌گورِ غرور و جهل و گناهی

که پژمریده گیاه است و شرمسار دو عالم


أذا تُشیرُ بِطَرفِک إلی خُضارِکَ أذبل

تُصیرُ مَعشَبَةً حَیَّةً بحبّک مُنعَم1


مبارک است کلامی که عطربیزِ رسول است

مبارک است دلی که به کیش عشق مسلَّم


بزرگ آیت رحمت، رسول مهر محمد،

تمام قامت هستی به پیش قامتتان خم


به ذره ذرۀ جانم هزار درد خموش است

هزار حرف نگفته هزار پرسش مبهم


به لب ارادۀ گفتن، به دست شوق نوشتن

به چشم حسرت دیدن، ز اشک چشمۀ زمزم


خوشا دمی که نگاهی ز لطف سوی من آرید

تُبَشِّرُ بِقدومی وَ تلْطَفُ و تَکَلَّم2


تقول أیتها الضیفة مرحبا و تعالی

فحانَ دَورُکِ هیّا أنا المُضیفُ مُکَرَّم3


نفس‌نفس همه شوقم دهان‌دهان همه ذکرم

فدایتان به چه راهی بدان سرای بیایم؟


نُدیتُ أنَّکِ صلّی علی النبی و آله

تحیّتی و سلامی علی الرسول مُفَخّم4



1) اگر به گوشۀ چشم نگاهی به گیاه پژمردۀ خود بیندازید، شادابِ زنده‌ای می‌شود، برخوردار از نعمت محبت شما.

2) به آمدنم بشارت دهید و مهربانی کنید و سخن بگویید.

3)بگویید: سلام ای میهمان، بیا که اکنون نوبت تو رسیده،  بشتاب که من میزبان بزرگوارم.

4) ندا داده شدم که بر محمد و خاندانش درود بفرست. درود و سلام من بر رسولِ والاقدر.


  • ۹۶/۰۶/۱۹
  • سوما ..

نظرات  (۵)

سمیه عزیززززم

عیدت مبارک

واقعا من خوشبختم که چون تویی رو دارم. بی نهایت ازت ممنونم.  امیدوارم اول معجزه برای خودت اتفاق بیافته دوست ندیده و خوش قلبم.

چقدر شعرت خالصه. موهای تنم سیخ میشد بخاطر عشق و ایمانی که پشت تک تک مصرع هات بود.
پاسخ:
عید تو هم مبارک صبای نازنین
دعای من به صاحب آن بارگاه، شریف است نه به خودی خود
و در برابر دعای خوب تو سر به زیر دارد
سلام علیکم
عیدتان مبارک!
خیلی خوب! خدا خیرتان دهد!
پاسخ:
عید شما هم مبارک
امید که خیر سهم همۀ دستهای خالی دلدادگان این روز شود؛ یکی هم شما.
از لطف طبع و خوبی اخلاق، دوستی و مهرتون
به غایت ممنونم
عیدتون هم مبارک سوماسادات جان
پاسخ:
بر شما هم مبارک و نوشین
آنچه گفتی فراتر از همۀ چیزی است که من هستم. شاد باشی
سلام بر سیده سمیه جانم

خیلییی ممنون از هدیه زیبایی که به من دادی ، چقدر خوشحال شدم

عیدت مبارک و امیدوارم پیشکشی تو هم مورد قبول حضرت دوست قرار بگیرد
پاسخ:
دستِ خالیِ من توانی بیش از دراز شدن به سوی دوست ندارد
عید تو هم مبارک و شیرین
salam... dast marizad.. ziba bood khaili
پاسخ:
سپاس بسیار از شما
کاش آو که بهانۀ به صف درآمدن این کلمات است نیز این برگ سبز را خوش دارد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">